هزینه یابی مبتنی بر فعالیت



هزینه یابی مبتنی بر فعالیت

سیستم‌ های حسابداری هزینه ای در ابتدا برای تعیین هزینه‌ های تامین تا تولید محصولات و مطابق اهداف مالی توسعه داده شدند. امروزه مدیران از سیستم ‌های حسابداری هزینه ای خود دستاوردهای بیشتری طلب می کنند. تصمیمات مدیران می تواند هزینه ‌های سازمان را هدایت کنند. مدیران و کارکنان برای مدیریت هزینه ‌ها باید درک کنند که این تصمیمات چگونه بر کارایی و اثربخشی فعالیت های سازمانی تاثیر می‌گذارند.

ABC یک تکنیک حسابداری مدیریت است که هزینه ‌های مربوط به فعالیت‌ های خاص اجرا شده در فرآیندها و فعالیت های تولیدی یا خدماتی یا ترکیبی را تعیین می ‌کند لذا با آگاهی از فعالیت ‌هایی که سازمان برای تولید کالا و خدمات از آن استفاده می‌کند، مدیران می ‌توانند هزینه ‌های سازمان را از طریق فعالیت‌ های انجام‌ شده ردیابی کنند.

هزینه ‌یابی بر مبنای فعالیت (ABC) فرآیندی است که هزینه‌ ها را با دقت بیشتری نسبت به روش‌ های سنتی رصد و ردیـــــابی می کند. هزینه های فعالیت ‌های مختلف به صورت بلوک ‌های هزینه ای در قالب تبدیل و ترجمان هزینه های مورد نیاز محصولات و سایر اهداف هزینه ای قابل استفاده می گردد. سپس هزینه ‌های مربوط به فعالیت ها در یک منبع جمع ‌آوری می ‌شوند و محرک‌ های هزینه برای هر فعالیت انتخاب می‌شوند و در نهایت، هزینه ‌های مستقیم و غیر مستقیم مربوط به محصولات با استفاده از این فعالیتها و محرک های هزینه ای اختصاص داده می شوند.

اکثر سازمان ‌هایی که از ABC استفاده می ‌کنند دارای دو سیستم هزینه‌یابی هستند. سیستم "هزینه‌ یابی جذبی" که برای تهیه گزارش‌ های مالی قابل ارائه به سازمان های بالادستی استفاده می گردد و سیستم "هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت" که بـــرای تصمیم ‌گیری داخلی و مدیریت فعالیت ‌های داخل سازمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. تفاوت هزینه یابی جذبی و هزینه یابی مبتنی بر فعالیت شامل چهار معیار زیر است :

• هزینه های سازمان های تولیدی همانند سازمان های خدماتی که به تولید کالا یا خدمات اختصاص داده می شود بر اساس رابطه علت و معلولی است.

• برخی از هزینه های تولیدی ممکن است از هزینه های محصولات حذف شود.

• تعداد زیادی از این منابع هزینه ای دارای هزینه بالای سری هستند که هر کدام از آن ‌ها با استفاده از معیارهای منحصر به فرد خود اختصاص داده می‌شود که به ازای هر محصول ممکن است متفاوت باشد.

• هزینه ظرفیت استفاده ‌شده به جای هزینه پیش ‌بینی ‌شده مد نظر قرار می گیرد در نتیجه، ظرفیت بلااستفاده یا ظرفیت مازاد تولید محصولات بهتر آشکار می شود.


مزایای بکارگیری ABC :

• افزایش آگاهی از روابط علت و معلولی در اختصاص هزینه ها

• بهبود عملکرد واقعی هزینه کرد در سازمان

• شناسائی فعالیت های بدون ارزش افزوده

• انگیزه و توان کاهش هزینه در سازمان

• کاهش میزان اثرگذاری سلیقه ای در برآورد و اختصاص هزینه ها

• بهینه سازی در استفاده از منابع محدود

• مدیریت ظرفیت های سازمان

• تصمیم گیری سریع در قیمت گذاری ارزش افزوده

• تحلیل سود آوری محصول اعم از کالا یا خدمات