دولت و سازمان های دولتی



دولت و سازمان های دولتی

سازمان ‌های بخش دولتی در تمامی سطوح و با هر ماهیت عملکردی معمولا تحت فشار شدید موظف به انجام فعالیت بهینه با مصرف منابع مالی و غیر مالی کمینه هستند. وزارتخانه ها، سازمان های استانی و اداره های کل تقریبا در اکثر کشورهای جهان تحت فشار مالی قرار دارند.

برای کشورهائی مثل ایران که تقریبا همواره با تهدیدهای سیاسی و اقتصادی مواجه است و بودجه ریزی و بودجه بندی آنها ناشی از روند اقتصادی باز نیست، راه حل ساده کشف، تخصیص و جذب منابع جدید مالی یا افزایش نرخ مالیات پاسخگو نیست. مدیران ارشد بخش دولتی لازم است با رویکردی تحلیلی و آینده نگاری، پارادایم بودجه بندی خود را از صرف بودجه به عنوان منابع هزینه ای به ارزش واقعی کالاها و خدمات (محصولات) تغییر داده و به فکر ایجاد ارزش از محل صرف بودجه نمایند.

به عنوان مثال زمانی که یک شهردار مجموعه اهداف، برنامه ها و فعالیت ها و محرک های هزینه ای خود را بطور سالانه تدوین می نماید، شورای شهر و منابع ارزیاب یا بازرسین و شاید مدیران دیگر بخش های دولتی عنوان نمایند که این روند بدیهی است و منابع مالی با سرفصل هزینه ها در تعادل و توازن قرار دارد اما همین مدیران وقتی بحث ارزش واقعی بر اساس شاخص های عملکردی پیش بیاید صریحا نمی توانند هزینه واقعی و ارزش افزوده پر کردن یک حفره و دست انداز، پردازش و تصمیم گیری برای یک مجوز ساخت و ساز، نرخ ارزشی برداشتن یک تن زباله یا برف روبی به موقع 10 کیلومتر برف از سطح خیابان ها را برآورد نمایند.

خبر خوب آنست که در سال‌ های اخیر، سازمان ‌های دولتی اقدام به بررسی برون سپاری، جمع سپاری یا خصوصی سازی برنامه ها و فعالیت ها و فرآیندهای اصلی و فرعی خود به منظور بهبود عملکرد کسب‌ وکار و افزایش کارآئی و اثربخشی استفاده از منابع مالی، غیر مالی، مشهود و نامشهود نموده اند. بنابراین دولت و وزارتخانه ها نیاز به بکارگیری حسابداری مدیریت در کنار مدیریت حسابداری در حوزه بودجه ای، هزینه ای و عملکردی را کاملا احساس نموده اند ولی بسیاری از آنها استراتژی ها، تاکتیک ها و تکنیک های موثر آن را یا نمی دانند و یا نگران ضمانت بکارگیری آنها هستند و گاه به شیوه بکارگیری یکپارچه و متوازن آن مسلط نیستند. در نتیجه، پیشرفت در اجرای مدیریت بودجه و هزینه مبتنی بر فعالیت به کندی پیش رفته و دیدگاه اقتصادی و تجاری در کسب و کار کمرنگ است.

خبر بهتر این است که ابتکارات جدید، مانند بودجه ‌بندی مبتنی بر عملکرد، تقاضا برای مدیریت مبتنی بر فعالیت و یا مدیریت مبتنی بر فعالیت را بصورت تجویزی در کنار رویکرد توصیفی افزایش یافته است و نیاز به ارائه یک مدل و الگوی کارکردی و عملیاتی در کنار یک الگوی توصیفی بیش از پیش احساس می شود.

خبر عالی این است که هزینه یابی مبتنی بر فعالیت یا مدیریت مبتنی بر فعالیت یا بودجه ریزی مبتنی بر فعالیت به عنوان موتورهای محرک هوشمند پیش بینی و محاسباتی بخش های دولتی، تمامی حوزه های مالی اعم از حقوق کارکنان، حق الزحمه پیمانکاران، سیستم لجستیک، اجرا و ارزیابی برنامه ها و فرآیندهای ایجاد و ارائه محصولات و خدمات را در بر می گیرد و اثربخشی و کارآئی کلیه نتایج (Result)، پیامدها (Outcome) و تبعات (Impact) آنها را تحت پوشش قرار می دهد در این راستا چالش های کارآئی، اثربخشی و ارزش آفرینی بخش های دولتی اغلب نیازمند موارد زیر است :

• تعیین واقعی و درست هزینه های منجر به تولید و ارائه کالاها و خدمات

• تعیین واقعی و درست هزینه های منجر به استقرار فرآیندهای و فعالیت ها و برنامه های توسعه ای

• ارزیابی پیش بینانه گزینه ‌های برون سپاری، خصوصی‌ سازی یا جمع سپاری (به عنوان مثال، کدامین فرآیندها باید برون سپاری یا خصوصی سازی و یا جمع سپاری گردند که ارزش افزوده تولید نمایند و درآمد مشهود و نامشهود ناشی از آنها بتواند پوشش مناسب بودجه ای و هزینه ای را در بر داشته باشد)

• تنظیم و طراحی و استقرار استراتژی ها، اهداف، برنامه ها و فعالیت‌ های قابل دستیابی و ارزیابی و منطبق با ماموریت، چشم انداز و ارزش های سازمانی

راهکارهای نرم افزاری بسط و توسعه یافته مدل عمارت سازمانی در بخش مدیریتی، دولت و سازمان های وابسته را مجهز به موتورهای هوشمند برنامه ریزی، اجرا، ارزیابی و مدیریت حوزه های هزینه ای، مالی، بودجه ای، درآمدی و عملکردی می نماید تا قبل از آنکه شرایط و پیش آمده ها برای آنها تصمیم گیری نمایند، خودشان برای حال و آینده خود تصمیم گیری نمایند.